انواع مجازات درقانون تعزیرات

 

مجازات ربا دهنده و ربا گیرنده

مطابق قانون، هر نوع توافق به این نحو که کسی پولی یا جنسی به دیگری بدهد و مدتی بعد پول بیشتر یا مقدار بیشتری از همان جنس را پس بگیرد، جرم ربا تلقی می شود و موجب کیفرمی باشد.

ربادهنده، رباگیرنده و واسطه بین آن ها علاوه بر پس دادن مال اضافه به صاحب آن، به شش ماه تا سه سال حبس و تا (۷۴) ضربه شلاق و نیز معادل مال مورد ربا به عنوان جزای نقدی محکوم می گردند.

"مجازات شهادت دروغ "

مطابق ماده ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) هر کس در دادگاه نزد مقامات رسمی شهادت دروغ بدهد، به سه ماه و یک روز تا دو سال حبس و یا به یک میلیون و پانصد هزار تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد.

"مجازات ترک انفاق زن"

اگر شوهر با داشتن توانایی مالی و با وجود تمکین زن، نفقه او را ندهد، به مجازات سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم خواهد شد.

"مجازات آدم ربایی"

برابر قانون، هر گاه کسی با هدف دریافت پول یا مال یا به قصد انتقام یا به هر منظور دیگر، شخصی را به زور یا با تهدید یا حیله یا به هر نحو دیگری برباید یا مخفی کند (خواه شخصاً این کار را انجام دهد و خواه توسط شخص دیگر) به حبس از پنج تا پانزده سال محکوم خواهد شد.

اگر سن فرد ربوده شده کمتر از پانزده سال تمام باشد یا به وی آسیب جسمی یا حیثیتی وارد شود و یا ربودن فرد توسط وسیله نقلیه انجام شود، مجرم به حداکثر مجازات تعیین شده محکوم خواهد شد.

"مجازات حمل مشروب "

اگر بیش از بیست لیتر مشروب الکلی با وسیله نقلیه ای حمل شود، علاوه بر مجازات قانونی مرتکب(حبس، شلاق و جریمه نقدی)، وسیله نقلیه نیز مصادره خواهد شد.

"تدلیس در ازدواج "

تدلیس به معنی فریب است و تدلیس در امر ازدواج، جرم بوده و مجازات دارد.

مطابق قانون، اگر زن یا شوهر قبل از ازدواج، همسر خود را با گفتن مطالب کذب و غیر واقعی مثل داشتن تحصیلات عالی، ثروتمند بودن، داشتن شغل خاص و غیره فریب دهد، به شش ماه تا دو سال حبس محکوم خواهد شد.

 صدور چک بی محل

چک بلا محل

نکات مهم قانونی چک

مجازات صدور چک بی محل و قوانین آن

 

 صدور چک بی محل

چک نوشته ای است که به موجب آن صادر کننده وجوهی را که نزد محال علیه دارد کلا یا بعضا مسترد یا به دیگری واگذار می نماید.

نکات مهم قانونی چک

  1. چک چه به عهده بانک های داخل کشور باشد یا شعب بانک ایرانی در خارج از کشور در حکم سند لازم الاجرا است.
  2. دارنده چک می تواند در صورت برگشت چک و عدم پرداخت طبق قوانین و آئین نامه های مربوط به اجرای ثبت اسناد رسمی وجه چک یا باقی مانده آن را وصول کند.
  3. دارنده چک می تواند محکومیت صادرکننده را نسبت به پرداخت کلیه خسارات و هزینه ها اعم از اینکه قبل از صدور حکم یا بعد از آن باشد از دادگاه تقاضا کند این دادخواست باید به دادگاه صادرکننده حکم تقدیم شود.
  4. کلیه خسارات و هزینه های وارده شامل خسارت تاخیر تادیه است بر اساس نرخ تورم که توسط بانک مرکزی اعلام می شود، قابل مطالبه است و این خسارت هزینه های دادرسی و حق الوکاله را هم در بر می گیرد.
  5. چک فقط در تاریخ مندرج یا پس از آن قابل وصول خواهد بود.
  6. صادرکننده چک باید در تاریخ مندرج در آن، معادل مبلغ مذکور در بانک محال علیه وجه نقد داشته و نباید تمام یا قسمتی از وجهی را که به اعتبار آن چک صادر کرده به صورتی از بانک خارج یا دستور عدم پرداخت دهد.
  7. چک نباید به صورتی تنظیم شود که به عللی مثل عدم مطابقت امضا یا قلم خوردگی در متن چک یا اختلاف در مندرجات آن و امثال آن بانک از پرداخت وجه خودداری کند.
  8. هرگاه وجه چک به علل بالا پرداخت نشود بانک مکلف است در برگ مخصوصی مشخصات چک هویت و نشانی کامل صادرکننده را در آن ذکر کند و علل عدم پرداخت را صراحتاً ذکر کند ( فقدان موجودی ) و آن را به دارنده چک تسلیم کند و بانک مکلف است نسخه دوم این برگ را به آخرین نشانی صاحب حساب ارسال کند.
  9. اگر که مبلغ موجود در نزد بانک کمتر از مبلغ چک باشد بانک به تقاضای دارنده مکلف است مبلغ موجود را تسلیم کند و در این صورت چک نسبت به مبلغ پرداخت نشده بی محل محسوب می شود و بانک گواهی تقدیم می کند.

مجازات صدور چک بی محل و قوانین آن

 

  1. اگر مبلغ کمتر از یک میلیون تومان (10 میلیون ریال) باشد مجازات حبس حداکثر شش ماه خواهد بود.
  2. اگر مبلغ از یک تا 5 میلیون تومان باشد حبس شش ماه تا یکسال خواهد بود.
  3. اگر مبلغ بیش از 5 میلیون تومان باشد مجازات یک سال تا دو سال حبس و ممنوعیت از داشتن دسته چک به مدت دو سال خواهد بود.
  4. در صورتی که صادرکننده اقدام به صدور چک های بلامحل نموده باشد مجموع مبالغ مندرج در چک ها ملاک خواهد بود.
  5. دارنده، کسی است که چک در وجه او صادر گردیده یا پشت نویسی شده یا حامل چک در مورد چک های حامل یا قائم مقام قانونی آنهاست. منظور از دارنده چک کسی است که برای اولین بار چک را به حساب برده ( و به نامش برگشت می خورد ).
  6. کسی که چک پس از برگشت به او منتقل می شود حق شکایت کیفری ندارد مگر انتقال قهری باشد ( به ارث رسیده باشد ).
  7. اگر دارنده چک بخواهد چک را بوسیله شخصی دیگر به نمایندگی از طرف خود وصل کند و حق شکایت کیفری او در صورت بی محل بودن چک محفوظ باشد باید هویت و نشانی خود را با تصریح نمایندگید در ظهر چک قید کند در این صورت گواهی عدم پرداخت به نام او صادر می شود و حق شکایت کیفری دارد.
  8. هرگاه بعد از شکایت کیفری، شاکی چک را به دیگری انتقال دهد یا حقوق خود را نسبت به چک به هر نحو دیگری واگذار نماید، تعقیب کیفری موقوف می شود.
  9. هرگاه قبل از صدور حکم قطعی، شاکی گذشت کند یا متهم وجه چک و خسارت تاخیر تادیه را نقداً به دارنده آن پرداخت کند یا موجبات پرداخت چک و خسارت مذکور را فراهم کند یا در صندوق دادگستری یا اجرای ثبت تودیع نماید، مرجع رسیدگی قرار موقوفی تعقیب صادر می کند.
  10. این مجازات ها شامل مواردی که ثابت شود چک یا چک ها بابت معاملات نامشروع یا ربوی صادر شده نمی باشد.
  11. چک های صادره در ایران عهده بانک های واقع در خارج از کشور مشمول این ماده است.
  12. در صورتی که صادرکننده چک قبل از تاریخ شکایت کیفری وجه چک را نقداً به دارنده آن پرداخت کند یا با موافقت شاکی خصوصی ترتیبی برای پرداخت آن بدهد یا موجبات پرداخت آن را فراهم کند قابل تعقیب نیست.

 

مجازات حمل ونگهداری مشروبات الکلی درماشین

 

 

قانون گذار در قانون مجازات اسلامی در ماده 701 آورده است که : " هرکس مشروبات الکلی را ... حمل و نگهداری داری کند ، به شش ماه تا یک سال حبس و تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و نیز پرداخت جزای نقدی به میزان پنج برابر ارزش عرفی ( تجاری ) کالای یاد شده محکوم می شود  " . بنایراین مجازات حمل مشروبات الکلی به سه دسته تقسیم می شود:

1- شش ماه تا یک سال حبس.

2-تا هفتاد و چهار ضربه شلاق.

3-پرداخت جزای نقدی به میزان پنج برابر ارزش عرفی ( تجاری ) کالای یاد شده . 

قانون گذار در تبصره 1 ماده 703 قانون مجازات اسلامی مجازاتی برای حمل و نگهداری مشروبات الکلی در ماشین را بیان کرده است . در این ماده آمده است در صورتی که مشروبات الکلی به میزان بیش از بیست لیتر باشد و در یک وسیله نقلیه از قبیل موتور و ماشین حمل شود به دوصورت قابل تصوراست. حمل مشروبات الکلی اطلاع مالک وسیله نقلیه بوده است : که در این حالت وسیله نقلیه به نفع دولت ضبط خواهد شد. الف-حمل بمشروبات الکی بدون اطلاع مالک وسیله نقلیه بوده است : که در این صورت مرتکب جرم ، به پرداخت جریمه نقدی معادل قیمت وسیله نقلیه ، محکوم خواهد شد .این مجازات علاوه بر مجازاتی است که در بالا برای حمل و نگهداری مشروبات الکلی گفته شد.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص مجازات حمل و نگهداری مشروبات الکلی باموسسه حقوقی دادورزان معین تماس بگیرید.موسسه حقوقی دادورزان معین باوکلای پایه یک پاسخگوی تمام سوالات حقوقی شما درتمام زمینه های حقوقی، کیفری ،خانواده می باشد.

بهترین وکیل کیفری -وکیل خانواده-وکیل حقوقی-بهترین وکیل بیمه

انتقال مال غیر

انتقال مال غیر

مجازات فروش مال غیر

دادگاه صالح (مرجع شکایت) مال غیر

شکایت از متهم فراری

نمونه شکایت از انتقال مال غیر

نمونه درخواست توقیف اموال متهم

انتقال مال غیر

فرض کنید خانمی مالک یک خودرو یا خانه  باشد و شوهر وی بدون اطلاع زن، این خودرو را بفروشد؛ چنین وضعی را انتقال مال دیگری می‌گویند. دو دلیل باعث به وجود آمدن چنین وضعی می‌شود: اشخاص سودجو با سوءاستفاده از موقعیت‌هایی که برایشان پیش می‌آید مال دیگران را منتقل می‌کنند.اشخاص به دلیل ناآگاهی از قانون مبادرت به انتقال اموال منقول یا غیرمنقول دیگران می‌کنند.در هر دو صورت، انتقال مال دیگران، جرم است و مرتکب آن به مجازات‌های سنگینی محکوم می‌شود.

مجازات فروش مال غیر

انتقال مال غیر جرمی مستقل است و با کلاهبرداری فرق دارد اما مجازات این دو جرم یکسان است بنابراین کسی که اقدام به انتقال مال غیر می کند به مجازات‌های زیر محکوم می‌شود:

حبس از یک تا هفت سال پرداخت جزای نقدی معادل مالی که گرفته است.

رد مال به صاحبش  اگر مرتکب از کارکنان دولت باشد به انفصال ابد از خدمات دولتی محکوم خواهد شد.

اگر متهم به دلایلی مستحق تخفیف باشد؛ مانند رضایت شاکی خصوصی، کهولت سن و... دادگاه  نمی تواند مجازات حبس او را از یک سال کمتر کند.

دادگاه صالح (مرجع شکایت) مال غیر

اصولا دادسرای عمومی ‌و انقلاب مرجع صالح برای تعقیب مرتکبان جرم انتقال مال غیر است. شاکی باید به دادسرایی شکایت کند که جرم در حوزه آن واقع شده است (یعنی عمل فروش یا انتقال مال غیر) در آنجا واقع شده است. امکان دارد ملکی در حوزه قضایی آبادان باشد ولی عمل فروش و انتقال در حوزه قضایی اصفهان صورت گرفته باشد؛ در این فرض، دادسرای عمومی‌ و انقلاب اصفهان مرجع صالح برای تعقیب متهم است.

 شکایت از متهم فراری

در فرضی که کسی اقدام به فروش مال دیگری و پس از ارتکاب جرم، فرار کند، شاکی باید به کدام دادسرا شکایت کند؟ همان‌طور که گفته شد دادسرای عمومی‌ و انقلاب محل وقوع جرم صلاحیت رسیدگی به این جرم را دارد و محل اقامت متهم و اینکه وی اکنون در کجا بسر می‌برد تاثیری در این موضوع ندارد. در صورتی که متهم متواری باشد، دادسرا وی را در هر نقطه که باشد از طریق «اعطای نیابت قضایی» جلب می کند.

حتی اگر به هر دلیلی جلب متهم ممکن نشد، دادسرا با بررسی شکایت شاکی و دلایل و احراز توجه اتهام به فرد متواری، با تنظیم کیفرخواست متهم را به محاکمه می‌کشاند. در این حالت که دسترسی به متهم وجود ندارد، دادگاه به صورت غیابی او را محاکمه خواهد کرد. مالباخته برای اینکه به حق و حقوق خود برسد، می‌تواند اموال متهم را توقیف کند. برای انجام این امر ابتدا باید از متهم فراری اموالی پیدا شود سپس با تقدیم درخواست به دادسرا یا دادگاه، اموال بلامعارض متهم توقیف می‌شود.

نمونه شکایت از انتقال مال غیر

ریاست محترم دادسرای عمومی‌و انقلاب ...

با سلام

احتراما به استحضار می‌رساند اینجانب/اینجانبان... از آقای/خانم... به عنوان انتقال مال غیر و کلاهبرداری شاکی هستم با این توضیح که متهم در تاریخ ... یک باب آپارتمان به پلاک ثبتی ... متعلق به اینجانب را با سند عادی بیع نامه مورخ ... تنظیمی‌در بنگاه ... به آقای ... فروخته است. لذا تقاضای تعقیب و مجازات وی را دارم.

۱- شاکی ... به نشانی ...

۲- متهم ... به نشانی ...

۳- دلایل شکایت ... (گواهی گواهان، رونوشت مصدق سند رسمی، رونوشت مصدق مبایعه نامه ...)

امضا...

 

نمونه درخواست توقیف اموال متهم

بازپرس محترم شعبه ...

با سلام

احتراما در پرونده کلاسه ... شکایت اینجانب ... علیه آقای ... دایر بر کلاهبرداری با توجه به دلایل ابرازی و موجود در پرونده خواهشمند است مطابق ماده۷۴ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی‌و انقلاب در امور کیفری درخواست تامین ضرر و زیان اینجانب را که مستقیما از وقوع جرم حاصل شده است به میزان ... ریال صادر فرمایید.

امضا

مجازات انتشار تصاوير وفيلم هاي خصوصي ديگران درقانون جرايم رايانه اي

 

این جرم به دو صورت در قانون جرايم رايانه اي در نظر گرفته شده است :

اول -موردی است که کسی اقدام به تغییر یا تحریف و انتشار عکس و فیلم دیگران کند .

ماده ۱۶ قانون جرائم رایانه ای مقرر داشته که :

هرکس به وسیله سیستم‌های رایانه‌ای یا مخابراتی، فیلم یا صوت یا تصویر دیگران را تغییر دهد یا تحریف کند و آن را منتشر یا با علم به تغییر یا تحریف منتشر کند، به نحوی که عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از ۹۱ روز تا ۲ سال، یا جزای نقدی از ۵ تا ۴۰ میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.

دوم- کسی كه فیلم ، عکس یا صدای دیگری را بدون رضایت او منتشر کند

در این زمینه ماده ۱۷ قانون جرائم رایانه ای چنینی مقرر می دارد :

  هر کس به وسیله سامانه های رایانه ای یا مخابراتی صوت یا تصویر یا فیلم خصوصی یا خانوادگی یا اسرار دیگری را بدون رضایت او جز در موارد قانونی منتشر کند یا دسترس دیگران قرار دهد، به نحوی که منجر به ضرر یا عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج میلیون (۵٫۰۰۰٫۰۰۰ ) ریال تا چهل میلیون (۴۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ) ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.

نحوه شکایت از جرم انتشار تصاویر و فیلم های خصوصی دیگران

1- تهدیدکننده تصاویر را منتشر کند.

2- ساختن پیج های جعلی و کامنتها و آبروی طرف مقابل را لکه دار نماید.

زیان دیده از این جرم میتواند با شکایت در دادسرای جرایم رایانه ای و از طریق پلیس فتا پیگیر جریان و پرونده باشد که مجازات وی حسب مورد با توجه به به مواد ۱۶ و ۱۷ قانون جرائم رایانه ای میتواند حبس یا جزای نقدی باشد.

 

 

 

 

 

 

 

خیانت در امانت

خیانت در امانت

عنصر مادی جرم خیانت در امانت

عنصر معنوی جرم

تفاوت جرم خیانت در امانت با سرقت و کلاهبرداری

مجازات جرم خیانت در امانت

خیانت در امانت و عنصر قانونی آن

امانتداری از خصلت های نیکی است که در قرآن و روایات اسلامی در باره آن زیاد سفارش شده و در مقابل خیانت در امانت نهی شده است.خیانت در امانت جزء گناهان بزرگ محسوب می شود و در قانون مجازات اسلامی نیز جرم بوده و برای مرتکبان آن مجازات تعیین شده و خسارت زیان دیده نیز می بایست جبران شود. خیانت به معنای پیمان شکنی، نقض عهد، بی وفایی و رعایت نکردن امانتداری است. امانت در اصطلاح عبارت از مالی است که بوسیله یکی از عقود امانی یا به حکم قانون نزد شخصی باشد.

در ایران خیانت در امانت برای اولین بار در ماده 241 قانون مجازات عمومی سال 1304 جرم و قابل مجازات شناخته شده است. با تصویب قانون مجازات اسلامی(تعزیرات) در سال 1362 مواد 117، 118، 119 به ترتیب جایگزین مواد 239 ، 240 و 241 قانون مجازات عمومی شد و این مواد را به طور ضمنی نسخ نمود.

در سال 1375 با تصویب قانون تعزیرات، قانونگذار در مواد 673 و 674 به جرم خیانت در امانت می پردازد.

در حال حاضر عنصر قانونی جرم خیانت در امانت ماده 674 قانون تعزیرات مصوب 1375 می باشد. در این ماده آمده است: ˈهر گاه اموال منقول یا غیرمنقول یا نوشته هایی از قبیل سفته و چک و قبض و نظایر آن به عنوان اجاره یا امانت یا رهن یا برای وکالت یا هر کار با اجرت یا بی اجرت به کسی داده شده و بنا بر این بوده است که اشیاء مذکور مسترد شود یا به مصرف معینی برسد و شخصی که آن اشیاء نزد او بوده آنها را به ضرر مالکین یا متصرفین آنها استعمال یا تصاحب یا تلف یا مفقود نماید به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شدˈ.

عنصر مادی جرم خیانت در امانت

عنصر مادی جرم خیانت در امانت عبارت است از استعمال، تصاحب، اتلاف و یا مفقود کردن مال مورد امانت که می تواند به شکل فعل یا ترک فعل باشد. اما عمدتاً به صورت فعل است که در ماده 674 آمده است.

استعمال: استفاده کردن از مال مورد امانت جرم است، برای مثال شخصی خودروی خود را به دوستش امانت می‌دهد تا در پارکینگ منزل خودش از آن نگهداری کند، ولی دوست وی از آن خودرو برای مسافرکشی استفاده می‌کند.

تصاحب: یعنی شخص امینی به جای انجام وظیفه‌اش، مال دیگری را از آن خود بداند و با آن طوری رفتار کند که دیگران گمان کنند او مالک مال است.

اتلاف: تلف یا نابود کردن مال مورد امانت، یکی دیگر از گونه‌های خیانت در امانت است.

مفقود کردن: امین بدون این که مال مورد امانت را تلف کند، موجب شود که دستیابی آن برای مالک غیر ممکن شود.

عنصر معنوی جرم

عنصر معنوی جرم، سوء نیت عام و سوء نیت خاص است. سوء نیت عام به معنی انجام عمدی عمل تصاحب، استعمال، تلف یا مفقود نمودن مال موضوع امانت است و سوء نیت خاص یعنی قصد و اراده ورود ضرر به غیر است. بر این اساس تعدی یا تفریط مال امانی همراه با سوء نیت موجب مسئولیت کیفری است.

تفاوت جرم خیانت در امانت با سرقت و کلاهبرداری

  1. جرم خیانت در امانت از زمره جرایم مقید است و رفتار مرتکب منتهی به نتیجه خاصی می شود. بدین ترتیب ورود ضرر به مالک یا متصرف، بر اثر فعل مرتکب، لازمه تحقق خیانت در امانت است.
  2. در کلاهبرداری، نتیجه جرم، بردن مال غیر است، در حالی که انتفاع کلاهبردار یا فرد مورد نظر وی از آن نیز شرط است. اما در جرم خیانت در امانت، فقط ورود ضرر به مالک یا متصرف شرط است، حتی اگر خود خائن از مال منتفع نشده باشد.
  3. در کلاهبرداری متهم با توسل به اقدامات متقلبانه، مال غیر را به دست می‌آورد. در صورتی که در جرم خیانت در امانت زیان دیده از جرم، با میل و رضای خود مال خود را در اختیار متهم می‌گذارد.

تفاوت جرم خیانت در امانت با دزدی این است که در دزدی مرتکب مال غیر را به طور مخفی می‌رباید.

 مجازات جرم خیانت در امانت

مجازات مرتکب جرم خیانت در امانت بر اساس ماده 674 قانون تعزیرات مصوب 1375 حبس از شش ماه تا سه سال می باشد.

همچنین قانونگذار در ماده 673 قانون یاد شده، برای سوء استفاده از سفید مهر یا سفید امضاء یک تا سه سال حبس تعیین کرده است.

وکیل کیفری

وکیل کیفری

وکیل کیفری کسی است که در کلیه دعاوی کیفری از جمله : خیانت در امانت، کلاهبرداری، فروش مال غیر، سرقت، قتل، فوت در تصادفات رانندگی، دیه، ضرب و جرح، نزاع، جعل و استفاده از سند مجعول، توهین، تجاوز به عنف، تهدید، آدم ربایی، مزاحمت تلفنی، مواد مخدر می تواند طرح شکایت نماید.

در تمام امور کیفری طرفین می توانند وکیل یا وکلای مدافع خود را انتخاب و معرفی نمایند، وقت دادرسی به متهم، شاکی، مدعی خصوصی و وکلای مدافع آنان  ابلاغ خواهد شد.در صورت تعدد وکیل حضور یکی از وکلا برای تشکیل و رسیدگی کافی است.

محاسبه دیه بر اساس دادنامه

دیه

دیه به چه کسی باید پرداخت شود؟

ارش در چه زمانی در نظر گرفته میشود؟

دیه جراحت های وارده به سر و صورت چگونه تعیین میشود؟

اگر جراحت های پنج گانه در غیر از سر و صورت واقع شود به چه صورتی است؟

جراحتی که شیئی در اعضای بدن انسان فرو می رود چگونه محاسبه میشود؟

صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست یا تورم می‌ شوند چقدر دیه دارد؟

دیه شکستگی ستوان فقرات چقدر محاسبه میشود؟

آیا دیه قطع نخاع، یک دیه کامل میباشد؟

مراحل مطالبه دیه بر اساس دادنامه توسط وکیل

مدارک لازم برای مطالبه دیه بر اساس دادنامه توسط وکیل

محاسبه دیه بر اساس دادنامه

یکی از مسائل مهمی که مراجعه‌کنندگان به مراجع قضایی با آن مواجه‌ اند، نحوه محاسبه دیه بر اساس دادنامه است.

بعد از اینکه شخص با استفاده از نامه مراجع قضایی به پزشکی قانونی ارجاع شد و توسط پزشکان متخصص معاینه شد گواهی صادر میشود و گواهی صادر شده توسط پزشکی قانونی که به صورت دادنامه صادر می شود باید به دادگاه داده شود تا میزان دیه مشخص شود.

معمولاً در دادگاه‌ها دیه برمبنای شتر یا درصدی از دیه کامل محاسبه می‌شود و به همان شکل در رأی قاضی آورده می‌شود.

در این حالت؛ دو طرف دعوا به مقدار ریالی دیه نمی‌توانند پی‌ ببرند و ناچار در مقام پرس‌ و‌ جو در این مورد برمی‌‌آیند. از طرف دیگر، در هنگام محاسبه دیه، اصطلاحاتی مانند اَرش، دامیه، هاشمه و…. در آرای صادرشده به چشم می‌خورد که طبعاً بسیاری از شهروندان با آنها آشنا نیستند.

برای اطلاع خوانندگان گرامی، به خصوص اشخاصی که به دستگاه قضایی مراجعه می‌کنند در این مختصر به محاسبه دیه بر اساس دادنامه می‌پردازیم.

دیه به چه کسی باید پرداخت شود؟

دیه مالی است که مجرم به خاطر ارتکاب به جرمی که منجر به آسیب بدنی یا مرگ دیگری می‌شود، به شخص او یا صاحب خون (بازماندگانش) می‌پردازد. در شرع مقدس برای بیشتر اعضای بدن دیه در نظر گرفته شده‌ است.

ارش در چه زمانی در نظر گرفته میشود؟

اگر در مورد عضوی دیه معین نشده‌ باشد، قاضی با در نظر گرفتن دیه کامل انسان و نوع و کیفیت آسیب، مطابق نظرکارشناس، میزان آن را معین می‌کند که در اصطلاح به آن اَرش گفته می‌شود.

برای مثال: اعضایی مثل گوش، چشم، دست و….. دیه معین دارند و عضوی مانند طحال فاقد دیه معین است.

همان‌طور که گفتیم، دادگاه‌ها معمولاً بر مبنای شتر یا درصدی از دیه کامل یک انسان دیه را محاسبه می‌کنند و هر سال وزارت دادگستری نیز نرخ ریالی دیه کامل را تعیین و اعلام می‌کند.

برای مثال: دیه کامل یک انسان، یعنی صد نفر شتر در سال 1395 معادل با صد و نود میلیون تومان اعلام شده‌ است. (یعنی هر شتر معادل یک میلیون و نهصد هزار تومان)

دیه جراحت های وارده به سر و صورت چگونه تعیین میشود؟

  1. خراش پوست سر یا صورت بدون آنکه خون جاری شود، یک نفر شتر یا یک میلیون و نهصد هزار تومان. (حارصه)
  2. خراشی که از پوست بگذرد و مقدار اندکی وارد گوشت شود و همراه با جریان خون باشد، (چه کم باشد یا زیاد) دو نفر شتر یا سه میلیون و هشتصد هزار تومان.
  3. زخمی که موجب بریدگی عمیق گوشت شود ولی به پوست نازکی روی استخوان نرسد، سه شتر یا پنج میلیون و هفتصد هزار تومان. (متلاحمه)
  4. زخمی که از گوشت عبور کند و به پوست نازک روی استخوان برسد، چهار نفر شتر یا هفت میلیون و ششصد هزار تومان.
  5. جراحتی که از گوشت عبور کند و پوست نازک روی استخوان را کنار زده و استخوان را آشکارکند، پنج نفر شتر یا نه میلیون و پانصد هزار تومان. (موضحه)

اگر جراحت های پنج گانه در غیر از سر و صورت واقع شود به چه صورتی است؟

  1. اگر عضوی که این جراحت بر آن وارد شده دارای دیه معین باشد مثل دست، در این حالت باید نسبت دیه آن را با دیه کامل سنجیده آن‌ گاه به تعداد همان نسبت دیه را تعیین کرد.

برای مثال: دیه دست نصف دیه کامل است. بنابراین، اگر جراحت بند اول (حارصه) در دست وارد شود، دیه آن به اندازه نیم نفر شتر یا نهصد و پنجاه هزار تومان خواهد شد.

  1. عضو فاقد دیه معین باشد مثل شکم، در اینجا باید اَرش توسط دادگاه تعیین شود.

جراحتی که شیئی در اعضای بدن انسان فرو می رود چگونه محاسبه میشود؟

اگر نیزه یا گلوله و امثال آن در دست یا پای انسان فرو رود، چنانچه مصدوم مرد باشد، دیه آن ۱۰ نفر شتر یا نوزده میلیون تومان و اگر زن باشد باید اَرش تعیین و پرداخت شود.

صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست یا تورم می‌ شوند چقدر دیه دارد؟

  1. سیاه شدن صورت بدون زخم و شکستگی، شش دهم نفر شتر یا یک میلیون و صد و چهل هزار تومان.
  2. کبود شدن صورت، سه دهم نفر شتر یا پانصد و هفتاد هزار تومان.
  3. سرخ شدن صورت، یک و پنج دهم شتر یا دویست و هشتاد و پنج هزار تومان.

اگر سیاه و کبود یا سرخ شدن در سایر اعضا واقع شود، مبالغ بالا نصف خواهد شد. اگر ضربه موجب تغییر رنگ پوست سر شود یا اگر موجب تورم گردد، باید اَرش تعیین و پرداخت شود.

اگر ضربه ‌ای موجب تورم و تغییر رنگ (در غیر سر) مثلاً در صورت یا پا و…. شود، علاوه‌ بر دیه مقدر و گفته شده در بالا اَرش نیز باید تعیین و پرداخت شود.

دیه شکستگی ستوان فقرات چقدر محاسبه میشود؟

  1. شکستن ستون فقرات چنانچه معالجه مؤثر واقع شود، ۱۰ نفر شتر یا نوزده میلیون تومان.
  2. شکستن ستون فقرات به نحوی که درمان مؤثر واقع نشود یا بعد از درمان به‌ صورت کمان و خمیدگی درآید یا مصدوم بدون عصا قادر به راه رفتن نباشد یا توانایی جنسی او از بین برود یا مبتلا به ریزش ادرار شود یا باعث خمیدگی پشت شود یا قدرت نشستن یا راه رفتن از او سلب شود: ۱۰۰ نفر یا صد و نود میلیون تومان.
  3. اگر شکستن ستون فقرات باعث فلج شدن هر دو پا شود، علاوه بر دیه کامل، به خاطر فلج شدن از ناحیه دوپا، ۶۶ نفر شتر نیز منظور خواهدشد.

آیا دیه قطع نخاع، یک دیه کامل میباشد؟

  1. قطع تمام نخاع دیه کامل دارد (۱۰۰ نفر شتر) و قطع بعضی قسمت‌ها به نسبت مساحت آن خواهد بود.
  2. اگر قطع نخاع موجب عیب در عضو دیگری شود، چنانچه آن عضو دارای دیه معین باشد، بر دیه کامل قطع نخاع اضافه می‌شود و اگر آن عضو فاقد دیه معین باشد، اَرش بر دیه کامل اضافه می‌شود.

ما به تفاوت دیه مرد و زن از سوی شركت‌های بیمه

در مورد پرداخت ما به تفاوت دیه مرد و زن از سوی شركت‌های بیمه در قانون جدید مجازات اسلامی، در بیمه شخص ثالث پیش‌بینی شده است که در رابطه با خسارتی که شرکت‌های بیمه پرداخت می‌کنند حق ندارند که جنسیت و دین را لحاظ کنند. باید نسبت به همه افراد، مصدومان و مقتولان دیه را به تساوی پرداخت کنند، چون طبق قرارداد است.

به گفته وی در قراردادی که شرکت‌های بیمه با افراد مختلف منعقد می‌کنند، حق بیمه‌ای را به صورت مساوی می‌گیرند و نمی‌توانند بین افراد بیمه گزار از نظر جنسیت و سن تفاوت قائل شوند. بنابراین قانون شرکت‌های بیمه را ملزم کرده است که در رابطه با اینگونه حوادث رانندگی، دیه را به تساوی پرداخت کنند.

در پایان باید گفت که در قانون جدید هم پیش‌بینی شده است که در چنین مواردی تفاضل دیه از بیت المال پرداخت شود که امکان قصاص هم فراهم باشد، اما شورای نگهبان ایراد گرفت و این موضوع محدود شد به فرضی که اجرای قصاص به مصلحت باشد. در این صورت از بیت المال تفاضل دیه زن و مرد پرداخت می‌شود و اولیای دم زن می‌توانند مرد قاتل را قصاص کنند.

مراحل مطالبه دیه بر اساس دادنامه توسط وکیل

  1. شما نیاز به وقت مشاوره حضوری با وکیل متخصص در امور کیفری دارید (به بخش مشاوره حضوری مراجعه نموده فرم را تکمیل نمایید.)
  2. پس از گرفتن وقت حضوری با وکیل، جزئیات پرونده را برای وکیل شرح داده و چنانچه مدارکی برای اثبات ادعای خود و یا دفاع از خود دارید به وکیل تحویل دهید.
  3. در این مرحله وکیل مراحل قانونی برای مطالبه دیه را پیگیری می کند.

مدارک لازم برای مطالبه دیه بر اساس دادنامه توسط وکیل

  1. مدارک شناسایی معتبر از قبیل شناسنامه و کارت ملی
  2. ارائه مستندات و گواهی پزشکی قانونی

 

کلاهبرداری

کلاهبرداری

کلاهبرداری

هرکس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکت ها یا تجارتخانه ها یا کارخانه ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجهول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصاً حساب و امثال آنها را تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار محسوب می شود.

مجازات جرم کلاهبرداری چیست؟

مجازات اصلی جرم کلاه برداری۱تا۷سال حبس بانضمام جزای نقدی معادل مال ماخوذه می باشد.

چند نمونه از مصادیق کلاهبرداری

کلاه برداری صورت های مختلف دارد که با توجه به شغل افراد متفاوت خواهد بود لذا در زیر تعدادی از صورت های مختلف کلاه برداری را توضیح می دهیم:

  1. ورشکستگی به تقصیر یا تقلب
  2. تعدی نسبت به دولت (ماده۵۹۹قانون مجازات اسلامی)
  3. تبانی ومواضعه برای بردن مال غیر(قانون مجازات اشخاصی که برای بردن مال غیر تبانی می کنند۳ /۵/۱۳۰۷)
  4. انتقال مال غیر بدون مجوز قانونی(قانون راجع به انتقال مال غیر ۱۳۰۸)
  5. معرفی مال دیگری به عوض مال خود(قانون مجازات اشخاصی که مال غیر را به عوض مال خود معرفی می نمایند.۳۱ / ۲ /۱۳۰۸)
  6. تبانی در معاملات دولتی
  7. کلاه برداری در امور ثبتی :

الف-تقاضای ثبت ملک متعلق به دیگری مواد ۱۰۵الی۱۰۹ قانون ثبت اسناد واملا۱۳۱۰

ب-امتناع از رد حق به صاحب آن ماده۱۱۶

ج-انجام معامله معارض ماده۱۱۷

  1. کلاه برداری در شرکتها:

الف-کلاه برداری در شرکتهای سهامی

ب-کلاه برداری در شرکتهای مختلط سهامی

ج-کلاه برداری در شرکتهای با مسئولیت محدود

  1. تحصیل متقلبانه تصدیق انحصار وراثت(قانون تصدیق انحصار وراثت مصوب مهر ۱۳۰۹)
  2. جعل عنوان نمایندگی بیمه (تبصره ماده۶۹قانون تاسیس بیمه مرکزی ایران وبیمه گری مصوب ۳۰ /۳ /۱۳۵۰)
  3. سوء استفاده از ارز دریافتی از دولت (تبصره ۲ماده۲قانون راجع به معاملات ارزی مصوب۱۳۲۷)
جعل و استفاده از سند مجعول

جعل و استفاده از سند مجعول

جعل و استفاده از سند مجعول

جرم استفاده از سند مجعول چیست؟

ماهیت جرم استفاده از سند مجعول  

عناصر و ارکان جرم استفاده از سند مجعول

تفاوت جرم جعل و جرم استفاده از سند مجعول

مصادیق جرم استفاده از سند مجعول

قانون مجازات انتقال مال غیر با استفاده از سند جعلی

دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم استفاده از سند مجعول

جعل و استفاده از سند مجعول

استفاده از سند مجعول، با علم و اطلاع از جعلی بودن سند، جرمی مستقل است.

امروزه با گسترش اسناد و مکتوبات اداری، که حکایت از اهمیت بسیار این اسناد دارد، به نحوی که برای رفع امور، افراد عادی در طول زندگی روزمره و یا در موارد قضایی که به عنوان دلیل اقامه می شود، مورد استفاده قرار می گیرند.از این رو با توجه به استفاده ی روز افزون این اسناد در موارد متعدد، مراجع و افراد دولتی به حکم قانون، مامور تنظیم این اسناد هستند و شخص دیگری حق تنظیم و یا تغییر این اسناد را ندارد. به همین خاطر این اسناد، باید بر اساس قانون تنظیم گردند تا معتبر شناخته شوند.

 اما گاه، افرادی هستند که قادر به تحصیل و استفاده از این اسناد از مراجع ذی صلاح نمی باشند و شرایط اخذ آن را ندارند. به همین خاطر، برای دستیابی به این اسناد، خود یا به وسیله ی دیگری اقدام به جعل این اسناد و تقلب می کنند. بعد از آنکه این اسناد را به طور جعلی ساخته و یا مفاد آن را تغییر دادند، از آنها استفاده می نمایند. در قانون مجازات اسلامی، استفاده از سند مجعول، جرم شناخته می شود و برای آن با توجه به نوع و مصادیق جعل با توجه به شخصیت بزه دیده و موضوع مورد جعل، مجازات جرم استفاده از سند مجعول، در نظر گرفته خواهد شد.

 جرم استفاده از سند مجعول چیست؟

ارکان جرم استفاده از سند مجعول چیست؟ آیا برای جرم استفاده از سند مجعول مجازاتی جداگانه از جرم جعل مقرر شده است؟ وکیل متخصص جرم استفاده از سند مجعول کیست؟ جرم استفاده از سند مجعول، متضمن ورود ضرروزیان به شاکی است؟ جرم استفاده از سند مجعول با کلاهبرداری چه وجه تشابهی دارد؟ پاسخ سوالات شما توسط گروه وکلای دادورزان معین خواهد آمد.

ماهیت جرم استفاده از سند مجعول  

هدف و انگیزه ی جاعل از ایجاد سند جعلی، این است که خود او یا شخص دیگری بتواند با استفاده از سند مجعول، اشخاص رافریب داده، بتواند با آن اموری را که در انجام آن مجاز نیستند، به نحو متقلبانه انجام دهند. در واقع در مرحله ی بعد از جعل، هدف، استفاده از آن می باشد که هدف غایی مجرم یا مجرمین است. هرچند که خود جعل به تنهایی، در قانون تحت یک عنوان مستقل جرم محسوب می شود و دارای مجازات است، ولی عدالت کیفری قضایی ایجاب می کند، شخصی که با اطلاع از جعلی بودن ماهیت سند اقدام به استفاده و فریب دیگران در پیشبرد اهداف خود می کند قابل مجازات باشد.

عناصر و ارکان جرم استفاده از سند مجعول

 1-عنصر مادی

الف)رفتار فیزیکی: جرم استفاده از سند مجعول، به صورت فعل مثبت می باشد و با ترک آن حاصل نمی شود، به این نحو که شخص باید سند مجعول را مورد استفاده قرار دهد و یا به مراجعی که باید سند را تسلیم کند از جمله دادگاه و یا مراجع ثبتی و غیره… .

ب)شرایط لازم برای تحقق جرم استفاده از سند مجعول

- اولین شرط، سند مجعول به نحوی باشد که نوعا متقلبانه باشد و موجب فریب افراد و اشتباه با اصل آن گردد.

– به طور بالقوه، جرم استفاده از سند مجعول، موجب ضرر باشد. بنابراین استفاده از سند مجعولی که در صورت وجود اعتبار قانونی، قابل استفاده و به ضرر شخصی نباشد، جرم محسوب نمی شود.

– شخص استفاده کننده از سند مجعول به جعلی بودن آن آگاه باشد و اگر اطلاع از جعلی بودن آن نداشته باشد مشمول جرم استفاده از سند مجعول، نمی گردد.

پ)نتیجه حاصله: تحقق جرم استفاده از سند مجعول مطلق است، منوط و مقید به امری نمی باشد و به صرف ارائه و استفاده از آن، جرم واقع می گردد، هر چند موجب فریب شخص نگردد(البته مشروط به اینکه سند مجعول نوعا فریبنده باشد).در صورتی هم که شخص با استفاده از سند مجعول به نحو متقلبانه، مالی را اخذ نماید، مرتکب کلاهبرداری هم می شود و اگر هم با استفاده از سند مجعول قصد اخذ مال داشته باشد، ولی موفق به تحصیل مال نگردد، در کنار جرم استفاده از سند مجعول، مرتکب جرم شروع به کلاهبرداری هم می گردد.

2. عنصر معنوی: در جرم استفاده از سند مجعول، شخص باید حتما دارای سوء نیت باشد و از جعلی بودن سند آگاه باشد.

3عنصر قانونی: در مواد قوانین کیفری به مصادیق جرم استفاده از سند مجعول و مجازات آن اشاره گردیده است.(ماده 2 ق.م.ا.)

تفاوت جرم جعل و جرم استفاده از سند مجعول

 جرم جعل و جرم استفاده از سند مجعول، هر دو خود دارای عنوان مستقلی هستند که مرتکبین آن قابل مجازات می باشند. این دو جرم، هر دو مکمل همدیگر هستند و در طول یکدیگر قرار دارند. چرا که هدف از جعل سندی، استفاده از آن می باشد. شخص در ابتدا با دست بردن در مفاد و مندرجات و یا امضای شخص بزه دیده و یا با ایجاد تقدم و تاخر در آن مرتکب جعل می گردد و در مقابل از آن استفاده می نماید.

مصادیق جرم استفاده از سند مجعول 

  • استفاده از مهر و دست خط و احکام مقام معظم رهبری و روسای سه قوه که جعل شده باشد.(524ق.م.ا. و 95 ق.م.ج.ن.م.)
  • استفاده از موارد جعلی زیر:
  • احکام دست خط مهر و یا امضای معاون اول رئیس جمهور یا وزراء یا مهر یا امضای اعضای شورای نگهبان یا نمایندگان مجلس شورای ‌اسلامی یا مجلس خبرگان یا قضات یا یکی از روسا یا کارمندان و مسوولین دولتی از حیث مقام رسمی آنان.
  • مهر یا تمبر یا علامت یکی از شرکتها یا مؤسسات یا ادارات دولتی یا نهادهای انقلاب اسلامی
  • احکام دادگاهها یا اسناد یا حواله‌های صادره از خزانه دولتی
  • منگنه یا علامتی که برای تعیین عیار فلزات قیمتی بکار می‌رود
  • اسکناس رایج داخلی یا خارجی یا اسناد بانکی به قصد اخلال در وضع پولی یا بانکی یا اقتصادی یا بر هم‌زدن نظام‌ و امنیت سیاسی و اجتماعی
  • مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ‌التحصیلی یا تاییدیه یا ریز نمرات تحصیلی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و تحقیقاتی‌داخل یا خارج از کشور یا ارزشنامه‌های تحصیلات خارجی
  • مهر یا منگنه یا علامت یکی از ادارات یا مؤسسات یا نهادهای عمومی غیر دولتی مانند شهرداریها
  • هر کس مهر یا منگنه یا علامت یکی از شرکتهای غیر دولتی که مطابق قانون تشکیل شده است
  • در صورتی که اشخاص و مامورین دولتی و رسمی و ادارات دولتی اقدام به جعل مادی و یا معنوی اسناد نمایند و اشخاصی آنها را مورد استعمال قرار دهد. 

مصادیق جرم استفاده از سند مجعول در قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح

  • استفاده از مهر یا امضا یا حکم جعل شده ی یکی یکی از فرماندهان یا مسؤولان‌نیروهای

مسلح در رده فرمانده نیرو یا همطراز و بالاتر را به اعتبار مقام(96) و سایر فرماندهان و مسؤولان

نیروهای‌مسلح را به اعتبار مقام آنان 

  • استفاده از مهر جعل شده یکی از نیروهای مسلح توسط نیروی نظامی مباشرتا یا به واسطه. 
  • استفاده از منگه یا یکی از علامت های جعل شده ی یکی از نیروهای مسلح توسط نیروی نظامی مباشرتا یا به واسطه. 
  • استفاده از اسناد رسمی جعل شده توسط فرد نظامی چه جعل مادی و چه معنوی (103 104 105). 

قانون مجازات انتقال مال غیر با استفاده از سند جعلی

 در صورتی که شخص برای انتقال مال دیگری چه به صورت عین و چه به صورت منفعت از سند رسمی مجعول استفاده نماید، مطابق ماده ی 8 قانون مجازات انتقال مال غیر و بر اساس مواد مربوطه شامل 533 و535ق.م.ا. و ماده 131ق.م.ا. عمل وی دارای عناوین متعدده خواهد بود(تعدد معنوی) و مشمول اشد(حداکثر) مجازات سنگین تر(کلاهبرداری،انتقال مال غیر) می گردد.

دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم استفاده از سند مجعول

 با توجه به گستردگی مصادیق جرم جعل و استفاده از سند مجعول و تفاوت در مجازات آنها، دادگاه صالح متفاوت خواهد بود، در صورتی که استفاده کننده از سند مجعول قصد اخلال نظم اقتصادی کشور را داشته و محارب شناخته شود، دادگاه صالح، دادگاه انقلاب خواهد بود و در سایر موارد در صورتی که مجازات، از نوع تعزیری درجه 4 به بالا باشد در صلاحیت دادگاه کیفری 1 و در سایر موارد در صلاحیت دادگاه کیفری  خواهد بود.

 

 

زیر مجموعه ها

 

 

به‌موجب ماده ۱۷۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱/۲/۱۳۹۲ «شهادت عبارت از اخبار شخصی غیر از طرفین دعوا به وقوع یا عدم وقوع جرم توسط متهم یا هر امر دیگری نزد مقام قضایی است.» همچنین مطابق ماده ۱۵۷ قانون فوق‌الذکر «شهادت شرعی آن است که شارع آن را معتبر و دارای حجیت دانسته است، اعم از آن‌که مفید علم باشد یا نباشد.» البته بر اساس ماده ۱۷۶ قانون مجازات اسلامی «در صورتی‌که شاهد واجد شرایط شرعی نباشد، اظهارات او استماع می‌شود. تشخیص میزان تأثیر و ارزش این اظهارات در علم قاضی در حدود اماره قضایی با دادگاه است.

شرایط شاهد شرعی:

طبق ماده ۱۷۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱/۲/۱۳۹۲ شاهد شرعی در زمان ادای شهادت باید شرایط زیر را دارا باشد:

1-بلوغ

2-عقل

3-عدالت

4-طهارت مولد (مشروع بودن نسب))

5-ذی‌نفع نبودن در موضوع

6-نداشتن خصومت با طرفین یا یکی از آن‌ها

7-عدم اشتغال به تکدی

8-ولگرد نبودن

 

نکته قابل ذکر آنست که «شرایط موضوع این ماده باید توسط قاضی احراز شود.» (تبصره ۱ ماده ۱۷۷ قانون مجازات اسلامی)

ذیلاً هر یک از این شروط هشت‌گانه توضیح داده می‌شوند

الف. ـ. بلوغ:

شرط بلوغ به این معناست که شاهد شرعی باید «بالغ» باشد. از دیدگاه فقهی و حقوقی، وقتی در قانون تصریح می‌شود که شاهد شرعی باید بالغ باشد، منظور این است که شاهد شرعی نباید «صغیر» باشد. «صغیر» که اصطلاحاً «طفل» یا «کودک» نیز نامیده می‌شود، فردی است که سن او به سن بلوغ نرسیده است. به‌موجب ماده ۱۴۷ قانون مجازات اسلامی «سن بلوغ، در دختران و پسران، به ترتیب نه و پانزده سال تمام قمری است».

به‌این‌ترتیب، وضعیت «صغر» یا «طفولیت» (کودکی) جزو موانع شهادت شرعی محسوب می‌شود. البته بر اساس ماده ۱۷۸ قانون مذکور، هرگاه شاهد در زمان تحمل شهادت، غیر بالغ ممیز باشد، امّا در زمان ادای شهادت به سن بلوغ برسد، شهادت او معتبر است.

باید دانست که از دیدگاه فقهی و حقوقی، «غیر بالغ» (صغیر) به دو نوع «غیرممیز» و «ممیز» تقسیم می‌گردد. بر اساس روایت‌های موجود از حضرت معصومان (ع)، سن تمییز یا سن تشخیص برای افراد غیر بالغ، ۶ یا ۷ سالگی است.

ب. ـ. عقل:

شرط عقل به این معناست که شاهد شرعی باید «عاقل» باشد. از دیدگاه فقهی و حقوقی، وقتی در قانون تصریح می‌شود که شاهد شرعی باید عاقل باشد، منظور این است که شاهد شرعی نباید «مجنون» باشد. مجنون (دیوانه) کسی است که دچار «جنون» باشد. جنون در لغت به معنی پوشیده گشتن و پنهان شدن است؛ اما در اصطلاح، کسی را که براثر آشفتگی روحی ـ. روانی عقلش پوشیده مانده و قوه درک و شعورش را ازدست داده است، مجنون می‌نامند. در واژگان فقهی، جنون و عقل در مقابل هم به‌کار رفته‌اند. «عقل» مهم‌ترین رکن مسئولیت است و در فرهنگ لغات در معانی مختلفی از جمله فهمیدن، دریافت کردن، هوش، شعور ذاتی و خرد آمده است؛ بنابراین، جنون باید به نافهمی، کم‌هوشی و نابخردی معنی شود. البته هر یک از این حالت‌ها در علم روان‌پزشکی امروز مفهوم خاصی دارند. ولی جنون به معنی مصطلح کلمه عبارت است از اُفول تدریجی و برگشت ناپذیر حیات روانی انسان. به‌بیان‌دیگر، جنون یعنی اُفول تدریجی و برگشت‌ناپذیر توانایی درک، احساس و اختیار.

ت ـ. عدالت:

از دیدگاه فقهی، عادل کسی است که گناه کبیره نکرده و بر گناه صغیره نیز اصرار نداشته باشد و رفتار خلاف شأن هم انجام ندهد.

ماده ۱۸۱ قانون مجازات اسلامی «عادل» را تعریف کرده است. به‌موجب این ماده «عادل کسی است که در نظر قاضی یا شخصی که بر عدالت وی گواهی می‌دهد، اهل معصیت نباشد. شهادت شخصی که اِشتهار به فِسق داشته باشد، مرتکب گناه کبیره شود یا بر گناه صغیره اصرار داشته باشد تا احراز تغییر در اعمال او و اطمینان از صلاحیت و عدالت وی پذیرفته نمی‌شود»

ث‌ـ طهارت مولد:

شرط طهارت مولد به این معناست که تولد شاهد باید حاصل یک رابطه مشروع بین پدر و مادر او باشد. به‌عبارت دیگر، فردی که به‌عنوان شاهد شرعی محسوب می‌گردد باید ولد مشروع باشد؛ بنابراین فردی که ولد نامشروع محسوب شود، شاهد شرعی به‌حساب نمی‌آید. البته در جامعه اسلامی فرض بر این است که بر اساس «اصل صحت»، هر مسلمانی دارای «طهارت مولد» هست، مگر این‌که خلاف آن با دلیل شرعی اثبات گردد.

ج‌ـ ذی‌نفع نبودن در موضوع:

ذی‌نفع نبودن در موضوع دعوا به این معناست که شاهد شرعی در موضوع دعوا نفیاً و اثباتاً نفعی داشته باشد؛ زیرا به‌هرحال، انتفاع شاهد در موضوع دعوا ممکن است باعث شود که شاهد از حالت بی‌طرفی و انصاف خارج شده و مغرضانه شهادت دهد. البته «رابطه خادم و مخدومی و قرابت نَسَبی یا سَببی مانع از پذیرش شهادت شرعی نیست.» (تبصره ماده ۳۲۲ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۴/۱۲/۱۳۹۲)

چ‌ـ نداشتن خصومت با طرفین یا یکی از ان ها:

شرط نداشتن خصومت با طرفین دعوا یا یکی از آن‌ها برای شاهد شرعی، در کتب فق‌های شیعه با عنوان «فقدان عداوت دنیوی» (نداشتن دشمنی دنیوی) بیان‌شده است. البته «در مورد شرط خصومت، هرگاه شهادت شاهد به‌نفع طرف مورد خصومت باشد، پذیرفته می‌شود.» (تبصره ۲ ماده ۱۷۷ قانون مجازات اسلامی)

ح‌ـ عدم اشتغال به تکدی:

اشتغال به تکدی در زبان عامه مردم، «گدایی کردن» نامیده می‌شود. در حال حاضر مطابق ماده ۷۱۲ قانون مجازات اسلامی (کتاب پنجم «تعزیرات و مجازات بازدارنده») مصوب ۲/۳/۱۳۷۵ «تکدی‌گری» مجازات یک ماه تا سه ماه حبس را داراست. به‌موجب ماده فوق‌الذکر «هرکس تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار داده باشد و از این راه امرار معاش نماید یا ولگردی نماید، به حبس از یک تا سه ماه محکوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالی مرتکب عمل فوق شود، علاوه بر مجازات مذکور، همه اموالی که از طریق تکدی و کلاشی به دست آورده است، مصادره خواهد شد.» همچنین بر اساس ماده ۷۱۳ این قانون «هر کس طفل صغیر یا غیررشیدی را وسیله تکدی قرار دهد یا افرادی را به این امر بگمارد، به سه ماه تا دو سال حبس و استرداد کلیه اموالی که از طریق مذکور به دست آورده است، محکوم خواهد شد».

خ ـ. ولگرد نبودن:

تبصره ۲ ماده ۴۵ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۴/۱۲/۱۳۹۲ «ولگرد» را تعریف کرده است که مطابق آن «ولگرد کسی است که مسکن و مأوای مشخص و وسیله معاش معلوم و شغل یا حرفه معینی ندارد»»

ولگردی وضع کسی است که اقامتگاه، کار و وسیله زندگی معلوم و معینی ندارد. به‌عبارت دیگر، حالت ولگردی با نداشتن وسیله معاش معلوم و مکان سکونت ثابت مشخص می‌شود. مطابق ماده ۲۷۳ قانون مجازات عمومی سابق «کسانی که وسیله معاش معلوم ندارند و از روی بی‌قیدی و تنبلی در صدد تهیه کار برای خود برنمی‌آیند، ولگرد محسوب می‌شوند. ولگردی خلاف و مشمول مجازات است.»، اما در حال حاضر مطابق ماده ۷۱۲ قانون مجازات اسلامی (کتاب پنجم «تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده») مصوب ۲/۳/۱۳۷۵ «ولگردی» کیفر یک ماه تا سه ماه حبس را داراست؛ گویا تورم در مجازات ولگردی نیز اثر گذاشته و کیفر آن را افزایش داده است. به‌موجب ماده فوق‌الذکر «هر کس تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار داده‌باشد و از این راه امرار معاش نماید یا ولگردی نماید، به حبس از یک تا سه ماه محکوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالی مرتکب عمل فوق شود، علاوه بر مجازات مذکور، کلیه اموالی که از طریق تکدی و کلاشی به‌دست آورده است، مصادره خواهد شد»

در هیچ یک از این بندها وجود رابطه خویشاوندی از موانع ادای شهادت ذکر نشده ، ضمن اینکه در تبصره ماده ۳۲۲ قانون آیین دادرسی کیفری به صراحت تاکید شده که وجود رابطه خادم و مخدومی و قرابت نسبی یا سببی مانع از ادای شهادت نمی باشد.

اما اینکه چرا بعضی از محاکم شهادت اقوام درجه یک برای یکدیگر را نمی پذیرند بدین جهت است که یکی از شرایط شاهد به موجب ماده ۱۷۷ قانون مجازات  ذینفع نبودن شاهد است ، یعنی شاهد نباید از ادای شهادت به نفع مادی یا معنوی برسد.

مانند اینکه پسر با ادای شهادت برای پدرش و متعاقبا صدور رای به نفع وی باعث شود مالی به اموال پدر اضافه و او به عنوان ورثه نفع مادی ببرد یا باعث افزایش اعتبار و اعاده حیثیت پدر گردد و از این حیث به نفع معنوی برسد.

در نتیجه صرف وجود رابطه قرابت سببی یا نسبی مانع از ادای شهادت نخواهد بود مگر اینکه به تشخیص قاضی شاهد دارای نفع مادی یا معنوی باشد که از این حیث، شهادت مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.

آدرس

تهران، خیابان مطهری، تقاطع میرزای شیرازی، پلاک ۲۱۰، طبقه اول

با ما تماس بگیرید

سوالی دارید؟